با سلام
تجهیز خانه ایرانی محله خاکسفید روز جمعه 4 دی ماه ساعت 11
دوستانی که تمایل به همکاری دارند از ساعت 11 صبح می توانند به ادرس خانه ایرانی خاکسفید مراجعه کنند:
خیابان زهدی(امین سابق) - بهشت شرقی - پلاک 2 طبقه فوقانی آزمایشگاه
لازم به ذکر است جلسه این هفته کودکان بی کتاب روز جمعه 4 دی ماه و در همین محل تشکیل خواهد شد.
پرین، مینا و حسرت مدرسه؟!
مصاحبه با مینا را میخوانم. چیزی را میخوانم که برایم تازگی دارد. عجیب است. مینا از کودکانی حرف میزند که حسرت رفتن به مدرسه را در دل دارند. حسرت مدرسه؟!
اعتراف میکنم. اعتراف میکنم که هیچ گاه در تمام طول عمر خود، چنین حسرتی را دل نداشتهام. مدرسه، کتاب، دوست همکلاسی، بازیهای کودکانه و ... . خدایا! چرا من هیچ گاه حسرت هیچ کدام از اینها را نداشتهام؟ادامه مطلب...
با سلام
جلسه این هفته کودکان بی کتاب شنبه ۲۸ آذر در سالن شهید مطهری دانشکده علوم اجتمایی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در شریعتی سه راه ضرابخانه ساعت ۵ به بعد برگزار خواهد شد لطفا اطلاع رسانی کنید
به اطلاع می رساند جلسه کودکان بی کتاب روز شنبه 28/9/1388 در محل برگزاری همایش "طرح شام عیاران" در دانشگاه علامه طباطبایی به آدرس :
خیابان شریعتی سه راه ضرابخانه، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی، سالن مطهری
برگزار می گردد.
ساعت شروع همایش طرح شام عیاران ساعت 14:30 می باشد و پس از اتمام همایش جلسه طرح کودکان بی کتاب برگزار می شود.
"اقایون خانوم ها از این اسباب بازی ها بخرید"
پسر 12 ساله با صدای بغض الود التماس می کرد. قیافه اش با موهای تراشیده شبیه سربازها بود تا یه بچه مدرسه ای. حالت طبیعی نداشت.
سروش بغل دستم نشسته بود که گفت : "مشخصه که کراک می کشه قبلا هم دیدمش این بچه ها رو معتاد می کنند تا مجبور شوند برای مواد کار کنند و نتوانند فرار کنند و با اشتیاق بیش تری کار کنند "
کسی ازش چیزی نخرید و رفت.
و ما درگیر شوخی کردن و خندیدن شدیم.
بعد از 5 دقیقه پسر تا اخر واگن رفت و برگشت تلو تلو می خورد قطار یه تکونی خورد و پسر افتاد زمین.
دو نفر کمکش کردند که بلند شود و این بار سه چهار نفر هم ازش خرید کردند.
ولی انصاف دهید ایا کسی کمکی به او کرد؟
uneducatedchild.org
تو سایت یه بخش پژوهش ها داریم که خواهش می کنم ارایه هایی را که در جلسات برگزار شد به من میل بزنید
و البته هر نظر دیگه ای که دارید بگید با در نظر گرفتن این که کلی کار مونده هنوز
کودکان بی کتاب معمولا کارهای غیر معمول هم می کنند. کار کودک و اجبار به کار و محيط هاى زندگى و کارى او نيز به مسئله اعتياد دامن مىزند تا جايى که برخى کودکان کارگر در کارگاههايى که با چسب و بنزين و ساير مواد کار مىکنند به خوردن و استشمام آن معتاد مىشوند. کودکان زباله گرد به دليل تماس مستقيم با مواد خطرناک و زبالههاى سمى بيمارستانى يا وسايلى چون سرنگهاى آلوده، معتاد و مبتلا به بيمارىهاى عفونى و ايدز خواهند شد. به نظر خسرو صالحى که سالهاست روى موضوع کودکان کار و خيابان تحقيق و بررسى مىکند در ايران نزديک به هفت ميليون از اين بچهها در کنار ما در حال کار هستند که متاسفانه آمار پنهان ماندهاى است و ديده نمىشود. علیرضا کریمی
ادامه مطلب...
شاید کسانی که کتابهاو جزوات درسی رادر مقاطع مختلف تدوین و تالیف می کنند بارهااین سوال را دراشل بزرگتری از خودپرسیده اند، به بچه های این کشور دراین مقطع چه بایدآموخت و سوالاتی ازاین دست.آنچه در تالیف و تدوین مباحث درسی باید مدنظرقرار گیرد، شامل سلسله عوامل متعددی است که تیم برنامه ریزباید به آن پاسخ دهد. این امرشامل محتوای درسی، نحوه ارائه محتواو به زبان دیگر،قالب ارائه،نحوه ارائه ویاروش تدریس،نحوه سنجش یادگیری ویا به قولی نحوه امتحان و مواردی ازاین دست راشامل میگردد.در زمینه سیستم کنونی آموزش در کشور،محتوای آن و روشهای تدریس حرف وحدیث بسیاراست که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست، اما برای تدریس به کودکانی که تاکنون ازتحصیل محروم بوده اند و درمنطقه ای چون خاک سفید زندگی می کنند باید به چند نکته توجه گردد:
1-مهمترین نکته درارتباط با این کودکان عدم مقایسه آنهاباگروه همسالان است.این کودکان نه تنها ازآموزشهای پیش دبستانی وآمادگی برای ورود به مدرسه محروم بوده اند،بسیاری ازآنها حتی ازداشتن دوران کودکی نیزمحروم بوده اند وفرصتی رابرای تجربه های کودکانه که خود سرشار ازآموزش است،نداشته اند.بسیاری از آنها شاید ازسنین بسیارپایین به کار اجباری وادار گردیده وفرصت کوتاه بازی کردن وشیطنت را از لا به لای ساعات کاری به نوعی برق آسا ربوده اند.لذا آماده سازی کودکان برای امر یادگیری خود فازمهمی ازفرآیند اشتغال به تحصیل آنان است.این امر شاید موجب تفاوت روشهای تدریس برای این کودکان در مقایسه با سیستم های آموزشی رایج باشد.
2- آنچه در پس ذوق و شوق زود گذراین کودکان برای پوشیدن لباسهای نو،برداشتن
کیف مدرسه،گذاشتن لوازم التحریر نو در آن و رفتن به سوی مدرسه مانند دیگر
همسالان باید باشد، ایجاد انگیزه هایی عمیقتر،هدفگذاری دقیقتر
وایجادتغییراتی در سیستم ارزشگذاری کودکان است.اگر کودکی با تجربه کوتاه
مدت محیط آموزشی ذوق و شوق اولیه اش را ازدست بدهدو ما نتوانیم آنر ابا
تجربه های شیرین تر جایگزین کنیم،دیگرپای اوبه هیچ محیط آموزشی گشوده
نخواهدشد.چرا که درسیستم ارزشگذاری او جایگاه تحصیل علم در رده های بالا
نیست. کودکی که شاهد درآمد سرشار پدر بی سوادش ازراه خلاف است،این پرسش را
دارد که چرا باید سختی های آموختن را تجربه کند؟پس ما فرصت کمی داریم تا
باایجادجذابیتهای مستمر،تحریک حس کنجکاوی کودک وپاسخ های خلاقانه به آن و
نیز تغییرات بطئی درسیستم ارزشگذاری وی بتوانیم او را در محیط آموزشی
پایبند کنیم.
3- کودکان حاضر در کلاسها ممکن است به اندازه سایر کودکان برای حضور در
کلاس درس و آموزش فرصت نداشته باشند. در مورد دختران، به ویژه،همان فرهنگی
که به دلیل اهمیت کمتر دختران، آنها را به مدرسه نمی فرستد، در آینده ای
نه چندان دور برای کاستن از تعداد نان خور ها او را در پای سفره عقدی
خواسته یا ناخواسته خواهد نشاندو شاید فرصت ما برای آموزش او حتی به دو
سال هم نرسد، همچنین پسران شاید به دلیل اضطرار کار نتوانند حضور خود را
تداوم بخشند.پس باید علاوه بر این هدف که می خواهیم کودکان را به سیستم
آموزش رسمی کشور رسانده و تحویل این سیستم دهیم،این گزینه را نیزمد نظر
قرار دهیم که در این زمان اندک باید کودک آنچه را که دانستنش واجب است اعم
ازخواندن و نوشتن، ریاضی،علوم،بهداشت، مهارتهای زندگی،روانشناسی و تربیت
کودک و ...بیاموزد تا در فرصتهای بعدی به مستحبات برسیم.
4- با توجه به
درگیر بودن این کودکان با معضلات اجتماعی نظیراعتیاد،فحشا ،خشونتها و
منازعات خیابانی و ... باید آموزشهایی نیزدر این زمینه ها و با توجه به
محیط زندگی کودکان برای ایشان در نظر گرفت. خروجی برنامه های آموزشی می
تواند کودکانی باشد که گرچه مدرک رسمی چون دیپلم ندارند،اما دارای کلیه
مهارتهای لازم برای ادامه یک زندگی توام با سلامت جسمی و روحی میباشند.
5-
درنهایت،بهترین همکاران وادامه دهندگان طرح در منطقه خاک سفید همین کودکان
میباشندکه باید باایجاد شبکه هایی ازخودآنها و تقویت حس مشارکت،همکاری
وکارتیمی و نیزتقویت روحیه عیاری به جای طراری، یافتن وکمک به کودکانی
نظیرخودشان به عنوان هدف نهایی ازحضورشان دراین طرح نهادینه شود.
دکتر حسن الحسینی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: بر اساس تحقیقاتی که در زمان حضور من در آموزش و پرورش انجام شد، بیش از سه میلیون دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت و هم اکنون این رقم به مرز چهار میلیون نفر در سن تحصیل رسیده که این به معنای پمپاژ بی سوادی به جامعه است.
این اظهارات در حالی از سوی حسن الحسینی مطرح می شود که بر اساس تحقیقی که در دفتر آمار سال تحصیلی 87-86 وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی گذشته انجام شده است، 709 هزار و 854 دانش آموز در پایه های تحصیلی اول ابتدایی تا اول متوسطه در امتحانات خرداد ماه تجدید و 276 هزار و 440 دانش آموز در سال گذشته مردود شده اند.
این کارشناس مسائل آموزشی درباره علت افزایش بازماندگان از تحصیلان گفت: خانواده های فقیر تحت شرایط سنگین مالی قطعا تمام پول سبد مصرفی خود را صرف هزینه های ضروری تر می کنند و بدین ترتیب فرزندانشان از تحصیل محروم می مانند. کما اینکه هم اکنون این وضع در کشور وجود دارد.
معاون اسبق حقوقی وزارت آموزش و پرورش افزود: با توجه به فقری که در جامعه وجود دارد حتی اگر هم اعتبارات آموزش در سبد مصرف خانوار ایرانی افزایش یابد باز هم تعداد بازماندگان از تحصیل افزایش خواهند یافت.
يك جامعه شناس و نقاد حوزه اجتماعي گفت: وزارت كار هيچ گزارش مستندي از وضعيت كودكان به طور خاص ندارد و معضل بازماندگان از چرخه تحصيل را امري حاشيه اي مي داند.
خبرگزاری هرانا: يك جامعه شناس و نقاد حوزه اجتماعي گفت: وزارت كار هيچ گزارش مستندي از وضعيت كودكان به طور خاص ندارد و معضل بازماندگان از چرخه تحصيل را امري حاشيه اي مي داند .
به گزارش ایلنا، سعيد مدني به زواياي مورد بررسي پيرامون كودكان خارج از چرخه تحصيل اشاره و تاكيد كرد عمدتا كودكاني كه در شرايط اقتصادي و اجتماعي نابه ساماني قرار داشته و متعلق به خانواده هاي كم در آمد هستند ، از چرخه تحصيل خارج شده و به منظور كمك خرج بودن خانواده خود ، به ناچار زودتر از سن قانوني وارد بازار كار مي شوند.
وي با بيان اينكه دليل كلان اين معضل به شرايط اقتصادي و اجتماعي بازمي گردد و دليل جزئي تر به نا كار آمدي نظام آموزشي كشورمربوط مي شود افزود : مركز آمار همواره در سرشماري هاي انجام داده به كودكان 10 الي 14 ساله و كودكان 14 الي 18 ساله اشاره مي كند كه انواع مشاغل حضور دارند ، اين در حالي است كه كار براي كودكان 10 الي 14 ساله ممنوع بوده و پذيرش كار براي كودكان 14 الي 18 ساله نيز مشروط به شرايطي پذيرفته شده است اما عليرغم صراحت قانون كار، در اين زمينه تخلفاتي صورت ميگيرد.
ناكارآمدي وزارت آموزش و پرورش
اين آسيبشناس اجتماعي با اشاره به آمار سرشماري سال 85 و اعلام 5/3 ميليون كودك خارج شده از چرخه تحصيل در اين آمار، مهمترين علت وجود معضل بازماندگي از تحصيل از سوي كودكان را وضعيت اقتصادي و اجتماعي دانسته و تصريح كرد: از سويي ديگر سازمانهاي حمايتي وظيفه خود را در قبال اين كودكان و خانوادههايشان به درستي انجام نداده و آنان را به طور واقعي تحت پوشش قرار ندادهاند.
وي به زاويه ديگري از اين بحث از جمله كاركرد نظام آموزشي كشور اشاره كرده و با ريشهيابي آن خاطر نشان كرد: در حال حاضر بزرگترين وزارتخانه در كشور وزارت آموزش و پرورش بود كه تعداد دستگاههاي مرتبط با اين نظام آموزشي نيز گسترده است و در اين ميان نهضت سوادآموزي نيز كه كارهاي زمين مانده وزارت آموزش و پرورش را انجام مي دهد نيز در كنار اين نظام آموزشي فعال است، اما وجود 5/3 ميليون كودك خارج از تحصيل نشان دهنده ناكارآمدي سيستم وزارت آموزش و پرورش است كه اولويتبندي دقيقي از مباحث آموزشي نداشته و بخش عمده درآمد خود را صرف اقدامات نه چندان مهم و بدون اولويت ميكند.
كودك خارج از چتر آموزش، مانعي براي توسعه كشور
به گفته مدني جامعه شناس، اين وزارتخانه بدون توجه به تبعات و آثار ناكارآمد حاصل از تحت پوشش مساوي قرار ندادن كودكان از خدمات آموزشي باعث شده كه وضعيت فاجعهبار امروز همچنان ادامه يابد چرا كه حتي براي بررسي ميزان كودكان بازمانده ازتحصيل نبايد به آمار سرشماري سال 85 مراجعه كرد.
وي با بيان اين مطلب كه مهمترين منبع قابل سرمايهگذاري براي رشد و توسعهيافتگي در كشورها آموزش است،عنوان كرد:وقتي تعداد قابل توجهي از كودكان و نوجوانان واجد شرايط تحصيل كه آيندهساز مملكت به حساب ميآيند، زير چتر آموزش و پرورش قرار نگرفته و بدون كوچكترين آموزشي وارد چرخه كار شوند، نه تنها عامل توسعهيافتگي كشور محسوب نميشود، بلكه مانعي جدي بر سر راه سير توسعه كشور قرار ميگيرد.
تهديدات سوءاستفاده جنسي و جسمي كودكان وارد شده به كار زودرس
به گفته اين جامعهشناس كودكاني كه پيش از آغاز سن كار «18 سالگي» وارد بازار كار ميشوند از مهارتهاي كافي اشتغال برخودار نبوده و احتمال دارد كه اين كودكان به دليل ابتلا به كار زودرس، در معرض تهديدات از جمله سوء استفادههاي جسمي و جنسي حاصل از روابط اجتماعي زودرس قرار گرفته و يا به مشاغل پست آلوده شوند.
وي با بيان اينكه رابطه معناداري ميان عدم حضور كودكان واجد شرايط تحصيل در مدرسه و تمايل آنها به جرم و بزه وجود دارد،ادامه داد: اين گروه از كودكان مستعد بزهكاري و بزهديدگي هستند چرا كه با عدم دسترسي به منابع كافي براي ايجاد زندگي بهتر و عدم برخورداري آنان از رشد اجتماعي قادر به دفاع و حمايت از خود در برابر انواع سوءاستفادهها نيستند.
گزارش مستندي از وضعيت كودكان بازمانده از تحصيل موجود نيست
مدني با اشاره به عدم تحت پوشش قرار گرفتن اين دسته از كودكان از سوي سازمانهاي حمايتگر يادآور شد: وزارت كار كه متولي اصلي نظارت بر كار است نه تنها هيچ گزارش مستندي از وضعيت كودكان كار ندارد بلكه بازرسان اين وزارتخانه تنها براي نظارت بر وضعيت گروههاي بزرگسال متمركز شده و بر شرايط كار كودكان نظارتي ندارند به طوري كه كارفرمايان هم مسائل و شرايط كودكان را از اين بازرسان مخفي نگاه ميدارند.
ساعت كار كودكان كار با ساعت تحصيلشان هماهنگ شود
اين آسيبشناس اجتماعي نقش سازمان بهزيستي در حل اين معضل را چندان مهم ندانسته و ادامه داد: سازمان بهزيستي تنها بعد از وقوع مشكل ميتواند اقدام كند اما دايره امكانات اين سازمان براي مداخله همهجانبه در امور كودكان محدود است و اين تصور كه سازمان بهزيستي ميتواند جمعيت سه و نيم ميليوني كودكان مهجور مانده از تحصيل را تحت پوشش قرار دهد خطا است.
وي با بيان اينكه سازمانهاي حمايتي ميتوانند زمينههاي لازم را براي ورود اين كودكان به آموزش فراهم كنند تاكيد كرد: چنانچه در برخي از مناطق محروم مدارس مناسبي براي ادامه تحصيل كودكان وجود ندارد و يا در مناطق شهري كشور ساعات كار كودكان اجازه تحصيل به آنها نميدهد بايد شرايطي فراهم شود كه كودكان بعد از ساعت كار بتوانند ادامه تحصيل دهند اما در حال حاضر از اين منظر با كاستيهاي زيادي روبرو هستيم.
www.uneducatedchild.org
وآدرس میل info درهمین سایت.
در صورت نیاز میتوانید به دیگران برای همکاری معرفی کنید.
دوستانی که مایل به همکاری در نشریه طرح کودکان بی کتاب هستند امروز رأس ساعت 16 در خیابان آزادی - خیابان دکتر غریب - تقاطع طوس - ساختمان پزشکان شباهنگ - طبقه دوم - واحد 14 حضور داشته باشند
با سلام
جلسه كودكان بی كتاب اين هفته شنبه
ساعت 11 درمحل پخش برگزار خواهد شد.
آدرس محل پخش :
خيابان پاسداران – کوچه کريميان (گلستان ۷) – پلاک ۳۵
عيد همتون مبارك
آقای مدیر کل
همین امروز در دروازه غار 20 تا بچه هفت تا دوازده ساله دیدم که مدرسه نمی روند
می دونید اونها هر روز صبح کجا می روند؟
می روند به قول خودشان کاسبی!
می دونید یعنی چی؟
یعنی گدایی، فروش گل، فروش فال، اسفند دود کردن جلوی ماشین مزخرف شما
می دونید چرا؟
بخاطر بی غیرتی آقای مدیر کل!
بسیاری از این بچه ها شناسنامه ندارند
اشتباه نکن
پدر و مادر همه شون ایرانی اند
دیدی بازم زود عجله کردی
فقط باید بهت بگم آمار اونها رو هم به آمار واقعی اداره ثبت احوال باید اضافه کرد
البته به آمار واقعی نه دروغی
دیگه دروغ بسه
حالم از دروغ توی این مملکت معتاد پرور بهم می خوره
آقای مدیر کل
باید بهت بگم
توی دروازه غار یه مدرسه دارید
که دور تا دورش رو معتادین تزریقی احاطه کردند
نمی ترسید معلم هاتون معتاد بشوند!
تازه آقای معاون مدیر کل
باید بگم حالا نمی خواد برید سراغ استان ها و شهرستان ها
این آمار وحشتناک همش مربوط به قلب شهر تهرانه!
همین تهران بزرگ
آقای شکوهی عزیز
که می گی در دوران ابتدایی ترک تحصیل مطرح نیست
همه این بچه هایی که گفتم، دبستان رو ترک کردند
کلاس اول دبستان هم بعضی شون نرفتند!
نکنه ما رو هالو گیر آوردید
دیگه این روش های تولید آمار ضایع منسوخ شده
چون همه فهمیدند چطوری این کار رو انجام می دید
یادتون که نرفته!
نفت چراغم ته کشــــــــــــیده
این جاده های سرد ولغزان،راه عبورم را گرفته
برف است و بارن، سرما چه سخت و بی امان است
سرد و نفس گیر، نفت چراغم ته کشیده، شاید که دزد خانگی دزدیده ، برده !!!
وسایه ی تو، در زیر رگبار
در کوچه های خاطر من تا بی نهایت قد کشـــــــــــــــــــــــیده
زیبا و کوچک ، سرد و تکیده در چشم هایت موج حسرت
خروار خروار
در دست های کوچکت ، گل های مریم
می پرسمت : " آیا نبود امشب خریدار؟"
دراین شب آشوب و تکرار،آوار و دیوار
شبگرد و دزد و قاتل و دار
هرشب ترا می بینم از دور با کوله باری روی دوشت
سرد و هراسان، دلتنگ و خسته
می بینمت در زیر رگبار
من بغض گریه در گلویم
می خوانمت از دور و نزدیک هر روز صد بار
می پرسمت : " آیا دوباره مانده ای تنها و بیکار؟ "
اما صدایم در گلوگاهم شکسته
هر چند می خوانم درین حجم نفس گیر
آواز من یخ می زند در پشت دیوار
نوشته یک دوست
معاون مدیرکل دفتر خلاقیت و نوآوری ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در حالی که نهضت سواد آموزی از بازماندگی یک میلیون و 800 هزار کودک و نوجوان 6 تا 16 ساله خبر می دهد این آمار را تکذیب و پوشش تحصیلی دانش آموزان ابتدایی را 100 درصد عنوان می کند.
مرتضی شکوهی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: سازمان ثبت احوال هر ساله آماری را از کودکان در سن تحصیل در اختیار ما قرار می دهند که ما نیز برهمان اساس، آنها را تحت پوشش تحصیلی قرار می دهیم.
براساس سرشماری سال 1385، 348 هزار کودک 6 تا 9 ساله لازم التعلیم و 263 هزار نوجوان 10 تا 16 ساله به مدرسه نرفته و از تحصیل بازمانده اند.
معاون مدیرکل دفتر خلاقیت و نوآوری ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با تاکید براینکه رویکرد این وزاتخانه پوشش صد در صدی کودکان لازم التعلیم است، اظهار کرد: ما از پوشش تحصیلی در استانها با خبر هستیم و از کودکان بازمانده از تحصیل خبر نداریم و اصولا هم وظیفه ای در این زمینه نداریم.
شکوهی در پاسخ به این سئوال که شما به عنوان ارگان رسمی آموزشی چگونه برنامه ریزی سالانه و بلند مدت خود را دنبال می کنید در حالیکه آمار دقیقی از کودکان بازمانده از تحصیل یا ترک تحصیل ندارید، برسخنان قبلی خود پافشاری کرده و گفت: آموزش و پرورش در این زمینه کوتاهی نکرده و پوشش تحصیلی ما هم اکنون بیش از 99 درصد است و در برخی از استانها همچون یزد به 100 رسیده است.
اما جاوید سبحانی "عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان" درباره آمار کودکان بازمانده از تحصیل اظهارکرد: آمار مربوط به سرشماری سال 1385 قدیمی است و قطعاً تعداد کودکان بازمانده از تحصیل طی این سالها افزایش یافته است.
معاون مدیرکل دفتر خلاقیت و نوآوری وزارت آموزش و پرورش با تکذیب سخنان معاون آموزشی نهضت سواد آموزی مبنی بر وجود یک میلیون و 800 هزار کودک بازمانده از تحصیل گفت: طی چند سال گذشته "برنامه آموزش برای همه" به عنوان یک طرح تشویقی موجب فعالیت خوب استانها در جذب کودکان لازم التعلیم شد.
شکوهی درباره تعداد دانش آموزانی که طی سالهای گذشته ترک تحصیل کرده اند نیز گفت: آمار دقیق این دانش آموزان را ندارم ولی مطمئنم که رقم آن ناچیز است چرا که در دوره ابتدایی ترک تحصیل مطرح نیست.
در حالی که مسئولان آموزشی وزرات آموزش و پرورش از پوشش ۵ / ۹۹ درصدی کودکان لازمالتعلیم در کشور خبر میدهند، یک مقام مسئول در سازمان نهضت سوادآموزی از محرومیت یک میلیون و ۸۰۰ هزار کودک لازمالتعلیم در کشور طی ۱۰ سال گذشته خبر میدهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، معاون آموزشی سازمان نهضت سوادآموزی با اعلام این خبر گفـت: بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، ۳۴۸ هزار کودک ۶ تا ۹ ساله لازمالتعلیم و ۲۶۳ هزار نوجوان ۱۰ تا ۱۶ ساله به مدرسه نرفته و از تحصیل بازماندهاند.
اگرچه در طول سالهای گذشته آمار بسیار و بعضا متناقضی درباره کودکان بازمانده از تحصیل ارائه شده اما اعداد و ارقام مرکز آمار ایران و به دنبال آن نهضت سوادآموزی که متولی پوشش تحصیلی بیسوادان در کشور است نسبت به سایر آمارها میتواند دقیقتر و صحیح تر باشد.
علی ابراهیمی ادامه داد: طی ۱۰ سال اخیر یک میلیون و ۶۰۰ هزار کودک و نوجوان در همین بازه سنی به مدرسه نرفته اما با حضور در کلاسهای مقدماتی نهضت سوادآموزی گواهینامه تحصیلی دریافت کردهاند که بدین ترتیب طی ۱۰ سال گذشته یک میلیون و ۸۰۰ هزار کودک و نوجوان نتوانستهاند به مدرسه راه یابند.
اما جاوید سبحانی “عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان” درباره آمار کودکان بازمانده از تحصیل اظهارکرد: آمار مربوط به سرشماری سال ۱۳۸۵ قدیمی است و قطعاً تعداد کودکان بازمانده از تحصیل طی این سالها افزایش یافته است. سبحانی با بیان اینکه آمار کودکان بازمانده از تحصیل در کشور هیچگاه دقیق نبوده است، افزود: وزارت آموزش و پرورش تاکنون در این باره برنامه ریزی مناسبی ارائه نکرده و تکلیف این کودکان در سیاستگذاریهای کلان کشور مشخص نیست.
آمار فوق شامل کودکانی است که در سن قانونی رفتن به مدرسه دارای شناسنامه بوده اند و کودکانی که فاقد شناسنامه می باشند در این امار همانند دیگر آمار های موجود ثبت نشده اند.
یه خبر مهم خیلی خوب با تلاش های خانم رحیمی و تیم همراه یه اتاق 65 متری تو یه ساختمان اداری برای
کودکان بی کتاب اجاره شد این اتاق به صورت 24 ساعته مال جمعیته .(با اجازه از خانم رحیمی) یا به قول
خانم میر آفتاب خونه ایرانی خاک سفیده .
این خونه ایرانی نیاز به یه سری امکانات داره تخته،گچ،پوستر و ...
تازه این خونه ایرانی اجاره هم داره ماهی 200 تومان پس دنبال یه سری خیر باشید که بتونیم ازشون ماهی
20-30 تومان پول بگیریم
به امید روزی که همه کودکان بی کتاب به آرزوی قلبی خود برسند
با سلام
جلسه معارفه (۲) طرح کودکان بی کتاب با حضور
امیرحسین(همون سهیل)
ابولفضل(یا به قول فرزاد علم دار علم آموزی در خاک سفید)
پوریا(کوچک ترین کودک بی کتاب)
مهدی(غمگین ترین کودک بی کتاب)
ساناز
فاطمه
و فائزه
تشکیل شد. جواد و حسین هم از غایبان جلسه بودند.
اول جلسه مرتضی (کی منش)شروع کرد به درس دادن تا به بچه ها بفهمونه که درس
خوندن چه قدر می تونه براشون خوب باشه.بعد از حدود ۱۰ دقیقه با اومدن نغمه
حبشی زاده معلممون عوض شد .نغمه سعی کرد به بچه ها کمی از کتاب بخوانیم و
کمی از کتاب بنویسیم رو یاد بده.جلسه قبل از شروع درس نغمه خیلی بی روح بود
اما این عشق بچه ها به یادگرفتن و عشق نغمه و مرتضی به یاد دادن بود که جلسه را
پر روح و مهیج کرد.
خانم معلم به بچه ها گفت که سه خط از روی نمونه، نماد "ا" را بنویسن. اونوقت
بالای سر تک تک بچه ها رفت و اون ها رو راهنمایی کرد.
راستی تعداد زیادی نیروی تازه نفس به جمعمون اضافه شد .بچه های علامه،علم و
صنعت،شريف،اميركبير و ...
خيلي از اونا (شايد هم همشون)خيلی زود با بچه ها صميمی شدن و تو ياد گرفتن
درس به اونا كمك كردن .
وقتی خانوم معلم داشت درس می داد پوریا از من پرسید کی منو ثبت نام میکنی
مونده بودم چی بهش بگم .گفتم هفته دیگه. گفت دیره. گفتم ۲شنبه. گفت دیره.
گفتم ۱شنبه خوبه. قبول کرد.*
راستی بچه ها تست کردن که هر کدوم از کودکان بی کتاب چه قدر از اعداد،رنگ ها
و چپ و راست سر در میارن.
بعد هم تست جذاب نقاشی
راستی همه چیزهایی که تو جلسه گذشت رو حسین مهدوی،دوست جديد و
خوبمون با دوربين حرفه ای كه خودش می گفت ۳.۵ ميليون قيمتشه فيلم برداری كرد
البته اين قدر پول دار نيست دوربين رو كرايه كرده بود.
* ديروز با مدير مدرسه طالقانی صحبت كرد قبول كرد پوريا شنبه بره مدرسه
دعا كنيد همه چيز خوب پيش بره
كامنت يادتون نره
جلسه شنبه هم همين طور
در سرزمینی که سرمای زمستان و برف همه جایش را پوشانیده و بوی مرگ سراسرش را فراگرفته است،
گل یخ روئیده است...
و این بخاطر گرمای عشق است
عشقی که تو بدین سرزمین و مردمانش داری
ثابت قدم باش،
بمان، بنگر و بشنو
بمان تا برای بگویم
آواز قناری را که از سرزمین دوردست به گوش می رسد، از سرزمین سبا
بمان و بخوان
با قناری کوچک رنگی خاک سفید فردا
با ساناز، پوریا، علی، فاطمه، فائزه، زیبا، دنیا، الناز، امیرحسین
و ابوالفضل، علم دار کوچک خاک سفید که علم دانایی را برداشته است
تا دیگر کسی در این سرزمین بی سواد نباشد...
تا لبخند کودکان را بنگریم به صد آفرین خانم معلم روی گوشه بالای کاغذ نقاشی...
فرزاد
۲۶/آبان ۱۳۸۸
خاک سفید - طرح کودکان بی کتاب
اولین جلسه تدریس به کودکان در مرکز کارآفرینی

